انتحاری عمل نکنیم:/
هیچوقت نفهمیدم چرا باید وسط بحث ها و دعوا ها همدیگه رو عزیزم و گلم و امثال اینها صدا کنیم.
یکی دو روز پیش پیش سر مساله ای که میتونست خیلی عادی و منطقی پیش بره مجبور شدم با یه دوستی که خیلی هم هم رو نمیشناختیم، بحث کنم. سعی داشتم متقاعدش کنم که من نمیتونم بخاطر مساله رفت و آمد شما و برادرت بزنم زیر قولی که به کس دیگه ای داده ام. من نمیتونستم رو احتمال و شاید شما حساب باز کنم که. ضمن اینکه شما خودت دوستتو فرستادی با من صحبت کنه نه خودت.
اما خانوم بد فرم طلبکار بود. دلش میخواست با هر عزیزمی که توی ویس هاش میگفت مسبب دعوای هفته پیش با خواهر بزرگش رو هم من بدونه :))
انتهای صحبت ها که دیگه دید زور گلم گفتن های حرصیش به دلیل منطقی من برای نه گفتنم نمیرسه، از یه تهدید مسخره و صدای بلند استفاده کرد. و من در کمال خونسردی گفتم هرکاری که احساس میکنه لازمه انجام بده، من این صحبت ها رو اونجا هم خواهم گفت. حسابی عصبانی شده بود، دقیقن مثل وقت هایی که با مامان بحثمون میشه و اون بنده خدا صداشو میبره بالا میزنه میکوبه داغون میکنه ولی من همچنان آرومم :)) نمیدونم چقدر این ویژگی میتونه حرص درار باشه ولی باور کنید با داد و بیداد و تهدید و اینها هم هیچ چیزی واقعن درست نمیشه. البته، با توجه به شناختی که از آدمها داریم یه وقتایی هم میتونیم تشخیص بدیم که راهی جز داد و بیداد و مثل خودشون هوار کشیدن نداریم. خب به نظرم اگه قراره با کسی بحثی داشته باشیم، باید از قبلش بفهمیم طرف چه ویژگی های رفتاری داره که اگه اومدیم حرصشو در بیاریم یا بترسونیمش، بدتر حرص خودمون در نیاد دیگه :))
+عایا لازمه اضافه کنم که من کلن آدم صلح طلبی ام؟:)))
+کوثر نمیدونم چرا وقتی این رفتار ها و جواب ها رو توی خودم شناسایی کردم یاد تو افتادم :)