دلم میخواست تموم فردا رو بی‌حرکت توی همین نقطه دراز بکشم و یه چیزی باشم توو مایه های فرش یا چوب های کف خونه.

اما کم‌ترین چیزی که فردا ازم انتظار میره اینه که تارهای حنجره‌‌م و دهانمو برای ادای حروف و انگشت‌هامو برای تایپ تکون بدم.