صدایت
به آواز پرنده ای می‌ماند
که در انبوه شاخه های درختی پنهان شده
و صبح را
نارنجیِ زندگی می‌بخشد

فرشتگانی سپید
و هفت آسمانْ آرامش
در پستوی سکوتت پنهان کرده ای...
بگو باید مشتاق شنیدن صدایت باشم
 یا شنا در اقیانوس آرامِ سکوتت؟

فضای بین دو نگفتن ، سرشار از گفته هاست
 سکوت دریایی از کلمات است
که درون را به درون میکشد
و برون را در درون ذوب می‌کند
زمانی که نمیگویی ، میشنوم
و آن زمان که میگویی، میمیرم
آه از لحن آواز گنجشک های نارنجی...

- #اشتباهی
-دهم تیر ۴۰۰

+ تو اگه بدونی خوندن کلمه‌هایی که موقع نوشتن‌شون به من فکر کردی و با حوصله کنار هم چیدیشون چه حسی برام داره...

+ بعدتر بهم میگه « هروقت خسته شدی، بیا بشین روی دستم، خودم نوازشت کنم.
برام آوازم میخونی گنجشک خانوم؟

"سلاخی می‌گریست
به قناری کوچکی دل باخته بود" »